راهیان ولایت

تا خو ن در رگ ماست ...........

روایتى از رسول الله (ص) درباره قیامت (ماه فروردین)

روایتى از رسول الله (ص ) متضّمن اخبار از اوضاع واحوال مردم در آخرالزمان

نظیر روایتى كه قمى آن را در تفسیر خود از پدرش از سلیمان بن مسلم خشاب از عبد الله بن جریح مكى از عطاء بن ابى ریاح از عبد الله بن عباس نقل كرده كه گفت : با رسول خدا به زیارت حج رفتیم ، همان حجى كه بعد از آن رسول خدا (صلى الله علیه و آله و صلم ) از دنیا رفت ، و یا به عبارت دیگر حجة الوداع - رسول خدا (صلى الله علیه و آله و صلم ) در كعبه را گرفت و سپس روى نازنین خود را به طرف ما كرد و فرمود: مى خواهید شما را خبر دهم از علامات قیامت ؟ و در آن روز سلمان رضى الله عنه از هر كس دیگر به آن جناب نزدیك تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلى الله علیه و آله و صلم )  عرضه داشت : بله یا رسول الله ، حضرت فرمود: یكى از علامتهاى قیامت این است كه نماز ضایع میشود - یعنى از میان مسلمین مى رود و از شهوات پیروى میشود و مردم به سوى هواها میل مى كنند، مال مقامى عظیم پیدا مى كند و مردم آن را تعظیم مى كنند، دین به دنیا فروخته مى شود، در آن زمان است كه دل افراد با ایمان در جوفشان ، براى منكرات بسیارى كه مى بینند و نمى توانند آن را تغییر دهند آب مى شود آن چنانكه نمك در آب حل میگردد.

سلمان با تعجب عرضه داشت : یا رسول الله : به راستى چنین روزى خواهد رسید؟ فرمود: آرى ، به آن خدائى كه جانم به دست او است ، اى سلمان در آن هنگام سرپرستى و ولایت مسلمانان را امراى جور به دست مى گیرند امرائى كه وزرائى فاسق و سرشناسانى ستمگر و امنائى خائن دارند.

سلمان پرسید: براستى چنین وضعى پیش خواهد آمد یا رسول الله ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در این موقع منكر، معروف ، و معروف ، منكر میشود، خائن امین قلمداد میگردد و امین خیانت میكند، دروغگو تصدیق میشود و راستگو تكذیب میگردد.

سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول الله به راستى چنین چیزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در آن روزگار زنان به امارت میرسند و كنیزان طرف مشورت قرار میگیرند و كودكان بر فراز منبر میروند و دروغ نوعى زرنگى و زكات خسارت ، و خوردن بیت المال نوعى غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نیكى مى نماید و ستاره دنباله دار طلوع میكند.

سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین چیزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نیامده بلكه در گرماى تابستان مى بارد و افراد كریم سخت خشمگین مى گردند، مرد فقیر تحقیر میشود، در این هنگام بازارها به هم نزدیك میشوند وقتى یكى میگوید: (من چیزى نفروختم ) و آن دیگرى میگوید):من سودى نبرده ام ( طورى مى گویند كه هر شنونده        مى فهمد دارد به خدا بد و بیراه میگوید.

سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعى خواهد شد یا رسول الله ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است ، اى سلمان در این هنگام اقوامى بر آنان مسلط مى شوند كه اگر لب بجنبانند كشته مى شوند و اگر چیزى نگویند دشمنان همه چیزشان را مباح و براى خود حلال مى كنند تا با بیت المالشان كیسه هاى خود را پر كنند و به ناموسشان تجاوز نموده ، خونشان را بریزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب كنند و در آن روز مؤ منین را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمیبینى .

سلمان عرضه داشت : یا رسول الله آیا چنین روزگارى بر مؤ منین خواهد گذشت ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در این هنگام چیزى از مشرق مى آورند و چیزى از مغرب تا امت اسلام را سرپرستى كنند، در آن روز واى به حال ناتوانان امت من ، از شر شرقى و غربیها و واى به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا، آرى نه صغیرى را رحم میكنند و نه پاس حرمت كبیرى را دارند و نه از هیچ مقصرى عفو مى كنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است ، جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولى دلهاشان دلهاى شیاطین .

سلمان عرضه داشت : یا رسول الله آیا چنین روزى خواهد رسید؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ، در این هنگام مردان به مردان اكتفا مى كنند و زنان به زنان و همانطورى كه پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج مى دهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج مى دهند، مردان به زنان شبیه میشوند و زنان به مردان و زنان بر مركب ها سوار مى شوند كه از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.

سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعى پیش مى آید؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ، در این هنگام مساجد طلا كارى و زینت مى شود آنچنان كه كلیساها و معبد یهودیان زینت مى شود، قرآنها به زیور آلات آرایش ‍ و مغازهها بلند وصفها طولانى میشود اما با دلهائى كه نسبت به هم خشمگین است و زبانهائى كه هر یك براى خود منطقى دارد.

سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این وضع پیش مى آید؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است ، در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را مى آرایند و حریر و دیبا میپوشند و پوست پلنگ كالاى خرید و فروش میگردد.
سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول الله به راستى چنین چیزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در آن روزگار زنان به امارت میرسند و كنیزان طرف مشورت قرار میگیرند و كودكان بر فراز منبر میروند و دروغ نوعى زرنگى و زكات خسارت ، و خوردن بیت المال نوعى غنیمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نیكى مى نماید و ستاره دنباله دار طلوع میكند.

سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین چیزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ! در این موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نیامده بلكه در گرماى تابستان مى بارد و افراد كریم سخت خشمگین مى گردند، مرد فقیر تحقیر میشود، در این هنگام بازارها به هم نزدیك میشوند وقتى یكى میگوید: من چیزى نفروختم ) و آن دیگرى میگوید: (من سودى نبرده ام  طورى مى گویند كه هر شنونده مى فهمد دارد به خدا بد و بیراه میگوید.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 فروردین 1388 توسط رهروان ولایت | نظرات ()
پيوندهاي روزانه
مطالب اخير
آرشيو مطالب
نويسندگان
آمار سايت

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic